اخبار

زیست‌کره ارسباران دالانی به سوی بهشت

نوشته شده توسط اميد محمدي. Posted in ارسباران از ديدگاه ديگران

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، بهار زیبا فرصتی است برای گشت و گذار در دامن طبیعت، طبیعتی که دامن دامن گل‌ها و شکوفه‌های رقصان فروردینی را بر دشت و صحرا افکنده و هزاران هزار زیبایی را میهمان دیدگانمان کرده است.

با دوستان کوله‌بار سفر بسته‌ایم برای یک گشت و گذار فروردینی در دل طبیعت شورانگیز و سحرانگیز، شما هم با گام‌های خیالتان با ما همسفر شوید، دل به جاده می‌زنیم و همسفر جاده‌های بی‌انتها می‌شویم تا در دل بیکران زیبای طبیعت خستگی یک سال کاری را از تن به در کنیم و برای آغاز یک سال جدید کاری آماده شویم.

مقصد حرکتمان جنگل‌های زیبای ارسباران در شهرستان کلیبر استان آذربایجان‌شرقی است. فاصله تبریز تا کلیبر 165 کیلومتر است. مسیر تبریز ـ اهر و اهر ـ کلیبر را برای این سفر انتخاب کرده‌ایم.

دوستان از دریچه گوشی‌های هوشمند خود به راه و جاده چشم دوخته‌اند و تا رسیدن به منطقه زیبای ارسباران مشغول عکس گرفتن از زیبایی‌های منحصر به فرد جاده‌های اطراف هستند تا به تماشای جنگل‌های زیبای ارسباران بروند.

دوستان از تجربه‌های گذشته خود در سفر به جنگل‌های ارسباران سخن می‌گویند و آنها که برای اولین بار به این منطقه می‌روند سرشار از کنجکاوی شده‌اند برای دیدن این همه زیبایی که توصیفش را می‌شنوند.

در 97 کیلومتری جاده تبریز ـ کلیبر به شهرستان اهر رسیده و توقف کوتاهی می‌کنیم.
شهرستان اهر نیز دارای جاذبه‌های گردشگری فراوانی است که تماشای آنها برای هر یک از گردشگران جذابیت خاصی دارد.

مقبره شیخ شهاب‌الدین اهری یکی از جاذبه‌های زیبای این شهرستان است که در سال 74 موزه ادب و عرفان شیخ شهاب‌الدین اهری نیز در همین مکان تاسیس شده است.

این موزه در تالار اصلی بنای تاریخی بقعه شیخ شهاب‌الدین اهری تاسیس شد و بخشی از آثار فرهنگی مربوط به ادب و عرفان کشور و آذربایجان در آن گردآوری شده است.

موزه ادب و عرفان از موزه‌های تخصصی ایران در نوع خود محسوب می‌شود. در بخش ادبی موزه آثار نفیسی از کتب خطی دوران صفوی تا قاجار از قبیل قرآن‌های خطی با جلدهای تذهیب شده لاکی و دیوان شعرا و عرفا مانند دیوان جلال‌الدین مولوی و گلستان سعدی وجود دارد.

همچنین قطعه خط‌هایی به صورت شکسته و نستعلیق از آثار «استادعبدالمجید طالقانی» از خوشنویسان قاجاریه و زیارت‌نامه حضرت سیدالشهدا به قلم «میرآقای اهری» و آثاری از استاد درویش از صاحب‌نامان اهالی عرفان در آن به نمایش گذاشته شده است.

در بخش عرفان این موزه نیز تابلوهای نقاشی از دوره قاجاریه و مجموعه جالبی از انواع کشکول‌های دراویش از جنس چوب، سفال، چینی و برنز که دارای کتیبه‌ها و نقوشی از مجالس درویشان است مشاهده می‌شود.

بنای این موزه را که متشکل از یک ایوان بزرگ، دو مناره بلند، دو ایوان کوچک و یک مسجد بزرگ و خانقاه معروف به قوشخانه (لانه پرندگان) و اتاق‌های متعدد است، به شاه عباس صفوی نسبت می‌دهند.

مسجد جامع، قلعه پشتو، کاروانسرای «گویجه‌بل» و بازار اهر از دیگر جاذبه‌های گردشگری این شهرستان محسوب می شوند که اگر گذرتان به این شهرستان افتاد تماشای این زیبایی‌ها را از دست ندهید.

بعد از تماشای موزه ادب و عرفان شیخ شهاب‌الدین اهری دوباره راهی می‌شویم، انبوه درختان متراکمی که در دو سوی جاده ایستاده‌اند نزدیک شدن جنگل‌های ارسباران را به ما نوید می‌دهند.

هر قدر که به شهرستان کلیبر نزدیک‌تر می‌شویم انگار جاده رنگ عوض می‌کند و چشم‌نوازی‌اش بیشتر می‌شود.

عصر حرکت کرده‌ایم و ساعت هفت قبل از این که به منطقه اصلی جنگل‌های ارسباران و منطقه حفاظت شده آینالو برسیم بین راه در مکانی به نام «دره قلعه‌سی» توقف می‌کنیم.

در «قلعه‌ دره‌سی» آبشارهای کوچکی از هر سو روان است و صدای روان آب و رودهای جاری انسان را سرشار از عطر زندگی و دلدادگی می‌کند. اینجا آلاچیق‌هایی برای استراحت مهیا شده است. می‌توانی گرد و غبار خستگی راه را در سایه‌سار چشمه‌های خنکی که از هر سو روان است از تن بیرون کنی و صدای روان شدن آبشارها و غلطیدن آن بر سنگ‌ها ذهن و روانت را آرام کند.

اینجا دیگر هوای حوصله‌ات ابری نمی‌شود. دلتنگی‌های انسان در ساحل باران آرام می‌گیرد و موجی از شادی و نشاط بهاری میهمان همه وجودت می‌گردد.

استراحتگاه موقتی که در «دره قلعه‌سی» مهیا شده است فرصت مناسبی است تا با شنیدن آواز پرندگان و خوردن آش دوغ محلی و چای انرژی مضاعفی برای ادامه سفر پیدا کنی.

دوباره راهی می‌شویم، راهی جاده‌های سرسبز که تاکنون این همه سرسبزی طبیعت و جلوه‌گری آن را یک جا ندیده‌ام. در اینجا که وارد منطقه جنگل‌های زیبای ارسباران شده‌ایم انگار همه‌جا رنگ سبز پاشیده‌اند تنوع رنگ‌های سبز باعث می‌شود تا مدت‌ها همه چیز را به رنگ سبز ببینی.

اتوبوس همچنان دل جاده را می‌شکافد و ما همسفران مشتاق طبیعت را با خود می‌برد. در جنگل‌های ارسباران درختان بلوط، ارس، ممرز، افرا، گیلاس وحشی، سرخدار، گردو، گلابی، انار، زغال‌اخته، زرشک، سماق  در دو طرف جاده سر به فلک کشیده‌اند.

ساعت 9 شب است که ما به منطقه آینالو محل احیای نسل زیباترین حیوان جنگل‌های ارسباران یعنی مارال (نوعی آهو) می‌رسیم.

حال که در دل شب به منطقه «آینالو» رسیده‌ایم گشت و گذار در دامن طبیعت ارسباران را به صبح فردا موکول می‌‌کنیم به ناچار باید زیبایی جنگل را به شب پرستاره بسپاریم و استراحت کنیم.

هر یک از ما به نوعی مسحور زیبایی منطقه شده‌ایم. سکوتی که سرشار از ناگفته‌هاست بردل شب جنگل سایه افکنده است و هر چند وقت صدای جیرجیرکی آن را می‌شکند.

اینجا فارغ از زندگی شهری و هیاهوی دنیای پر از آهن و دود و ترافیک سردرگم آن چه صبح زیبایی است وقتی با شنیدن صدای آواز پرندگان ارسباران و  با دیدن قطرات شبنمی که روی برگ درختان و گل‌ها نشسته بیدار می‌شوی.

بعد از خوردن صبحانه آغاز به قدم زدن در منطقه زیبای آینالو می‌کنیم. در جنگل‌های منحصر به فرد و بسیار چشم‌نواز و زیبای ارسباران سنفونی تکرارناپذیر رنگ‌های سبز نواخته می‌شود و آرامش و سکونی به انسان دست می‌دهد که در هیچ جا نمی‌توان سراغی از آن گرفت.

آسمان ارسباران دودی نیست، صاف صاف همچون آینه‌ای صیقل داده شده است، آسمان ارسباران لبریز از نغمه پرندگانی همچون سیاه خروس، قرقاول، دراج، طرلان و... است که همنوا با طبیعت شده‌اند و بیش از 100 نوع پروانه که در این جا شناسایی شده‌اند با همه زیبایی به استقبالت ‌آمده‌اند.

در اینجا نغمه آب، آواز خوش پرندگان و سلام هستی بخش خورشید به زندگی و زمزمه باد انسان را سرشار از عطر زندگی و جاودانگی می‌کند.

وقتی در سایه‌سار جنگل‌های ارسباران و منطقه احیای مارال‌ها قدم می‌زنی بانگ مستی مارال‌ها تو را به سوی خود می‌خواند. مارال‌هایی که 20 سال پیش برای احیای نسل از جنگل‌های گلستان به این منطقه انتقال داده شده‌اند.

جنگل‌های ارسباران جزو جنگل‌های هیرکانی بوده که قدمت آن به پیدایش آفرینش است.

جنگل‌های ارسباران در گذشته‌ای نه چندان دور به محدوده وسیعی از کناره رود ارس حد فاصل جلفا تا مغان و بلندی‌های سبلان، بزقوش و سهند اطلاق می‌شد، اکنون به دلایل متعددی از قبیل تخریب عرصه‌های منحصر به فرد جنگلی به مرزهای شهرستان‌های کلیبر، ورزقان و اهر محدود می‌شود.

ارسباران علاوه بر تنوع عظیم گیاهی، عمده‌ترین گونه‌های پستانداران و پرندگان حمایت شده یا کمیاب را نیز در چتر حمایت خود دارد.

مارال، شوکا، پلنگ، خرس قهوه‌ای، کل و بز، گربه وحشی و پرندگان حمایت شده‌ای همچون سیاه خروس، قرقاول، دراج، طرلان و سایر پرندگان شکاری و طیف وسیعی از پرندگان کوچک (پاسری فرم‌ها) از آن جمله‌ هستند.

جنگل‌های ارسباران به لحاظ ویژگی‌های منحصر به فرد طبیعی در سال 1354 از طرف یونسکو، عنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره را نیز دریافت کرده و از شهرتی جهانی برخوردار و به آن عنوان جالب «فسیل زنده» را داده‌اند.‌

در این منطقه بیش از 1000 گونه گیاهی (15 در صد گونه‌های گیاهی کشور) با 46 درصد کاربرد دارویی و 20 درصد زینتی و 17 درصد تغذیه‌ای و 28 درصد علوفه‌ای و10 درصد حفاظتی و 5 درصد صنعتی وجود دارد.

تنوع گونه‌های جانوری حدود 320 گونه با 39 گونه پستاندار 220 گونه پرنده 38 گونه خزنده و دوزیست و 22 گونه ماهی است که گونه سیاه خروس گونه منحصر به فرد منطقه است.

*وجه تسمیه منطقه آینالو

در حال قدم زدن در این منطقه به روستاهای اطراف نیز سر زدیم و با روستائیان محلی همکلام و هم صحبت شدیم.

آنها در مورد علت نامگذاری این منطقه به نام «آینالو» گفتند حوزه جغرافیایی جنگل‌های ارسباران دارای قلعه‌های متعددی است که یکی از این قلعه‌ها، قلعه بابک است و از آن جایی که این مکان محلی برای رزم و دفاع نظامی بابک از سرزمین خود در برابر دشمنان بود بنابراین سربازان بابک در این مکان شمشیر درست کرده و آن را صیقل می‌دادند از آنجا که در اثر صیقل دادن، شمشیرها براق می‌شدند و همچون آینه نور شمشیرها انعکاس می‌یافت، بنابراین اهالی، این منطقه را آینالو یعنی آئینه‌وار نام نهاده‌اند.

چند ساعتی را در دل جنگل به گشت و گذار پرداختیم و از محل احیای مارال‌ها نیز بازدید کردیم اما هنوز از بودن در اینجا سیر نشده‌ایم و دوست نداریم این منطقه دلربا و چشم‌نواز را ترک کنیم اما نمی‌توانیم دیگر بیش از این در دل جنگل اتراق کنیم باید آهنگ رفتن و خداحافظی سر دهیم.

در مسیر بازگشت از این بهشت سرسبز خدادادی ساحل زیبای ارس را انتخاب کرده‌ایم. اتوبوس ساحل زیبای ارس را طی می‌کند و دوستان آغاز کرده‌اند به همخوانی شعر محلی آراز، آراز که شور و حال خاصی به جمع دوستانه ما بخشیده است.

در ساحل زیبای ارس زباله‌هایی که به چشم می‌خورد حال همه ما را می‌گیرد و من در این فکر هستم که چرا ما انسان‌ها با طبیعت مهربان نیستیم، چرا باور نداریم که طبیعت به ما نیاز ندارد بلکه ما همیشه به طبیعت نیاز داریم. بیائید با طبیعت سخن از نامهربانی‌ها نگوئیم.

گزارش: معصومه درخشان