جنگ های ایران و روس در گذر تاریخ

نوشته شده توسط اميد محمدي. Posted in ارسباران در گذر تاریخ

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

این مقاله به بهانه سالروز تجاوز روس ها به شمال ایران و قتل و غارت روستاها (1287 ش) در 19تیر 1287 در پایگاه اطلاع رسانی منطقه ارسباران (آرازبار) گردآمده است :
در 19 تیر 1287 برابر با 10 ربیع الثانی 1326 ق، یک کاپیتان روسی به بهانه این که اسبش به خاک ایران فرار کرده، به همراه شش سرباز روسی وارد خاک ایران شدند و دو ایرانی ساکن در آن منطقه را کشتند. اقوام کشته شدگان نیز به انتقام از این رفتار وحشیانه، کاپیتان روسی و دو همراه او را کشتند.

روس‌ها که خود در پی بهانه بودند، پس از آگاهی از این ماجرا، به روستایی در بین مرز دو کشور حمله کردند و پس از کشتن 37 تن از مردم بی‌گناه، 135 خانه را به آتش کشیدند و سپس به غارت روستا پرداختند. چهار روز بعد، روستاهای دیگری را نیز غارت کرده و پس از کشتن چهل تن از مردم، 350 خانه دیگر را آتش زدند. ابعاد این فاجعه و جنایت به حدی وسیع و دردناک بود که محمدعلی شاه دستور داد تا مراسم جشن تولد او را تعطیل کرده و هزینه‌های آن را صرف مردم خسارت دیده کنند.

سرزمین ما ایران به دلیل موقعیت استراتزیکی که دارد همیشه مورد طمع کشورهای قدرتمند قرارگرفته است و این امر در طول تاریخ به شکل های، مختلف روی داده است.
در زمان فتحلیشاه د ردو جنگ، یک جنگ یکساله و یک جنگ ده ساله، روسها برحکومت ایران غلبه کردند.
در این دو جنگ که ایران شکست خورد و دو قرارداد بسته شد، یک قرداد به گلستان و یکی به ترکمانچای مرسوم شد ودر نتیجه قسمتهای زیادی ا زایران جدا شد.اما از آن جدا شدن مهمتر مسئله ای بود که در قرارداد ترکمانچای پیش آمد و آن حق کاپیتولاسیون بود. در دنیای کنونی کشوری که مستقل باشد اگر کسی در آن کشور جرمی انجام داد مطابق قوانین آنجا مجازات می شود ولی در کاپیتولاسیون کشور مورد اشاره هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. و این یعنی از بین رفتن کامل استقلال ایران در آن زمان شد که باعث ایجاد حادثه مرگ گریبادوف سفیر فوق العاده روسیه شد.

نقشه حمله روسیه به ایران در زمان قاجار
روسیه تزاری بر پایه عهدنامه گلستان 1813 سرزمین های قفقاز را از ایران جدا کرد ولی با دقت دررویددهای فاصله سقوط اصفهان 1722تا کشته شدن آقا محمد خان در 1797روی داد درمی یابیم که روسیه از زمان پتر کبیر چه نقشه شومی برای چنگ اندازی بر سرزمینهای ایران ودستیابی به آبهای گرم خلیج فارس در سر داشته است
در ژوئیه 1723 سربازان روسی به فرماندهی سرهنگ شیپوف با چند کشتی وارد بندر انزلی شدند و رشت و دیگر نقاط مهم گیلان را اشغال کردند. یک سپاه روسی دیگر به فرماندهی سرگرد مانوشکین نیز باکو را گرفت و بدین سان بخش بزرگی از ایالات شمالی ایران دست روسها افتاد. از سوی دیگر، ترکان عثمانی فرصت را غنیمت شمردند و به این بهانه که گروهی سنی مذهب در شیروان به دست ماموران دولت ایران کشته شده اند، آماده حمله به دولت ایران شدند.شیخ الاسلام استانبول فتوا داد که همه مومنان مسلمان مکلفند شیعیان رافضی را نابود کنند و عثمانیها با این اندیشه که اگر در تخسیر ایران بر روسها پیشدستی کنند راه پیشرفت روسیه به سوی جنوب را خواهند بست،در ژوئن1723 به شاه تهماسب اعلام جنگ وبه آسانی شماخی و تفلیس را اشغال کردند.
اما در 9نوامبر 1796 مرگ کاترین دوم تزارین نیرومند روسیه و اجرا کننده وصیتنامه پتر کبیر با مرگ کاترین طوفان سهمگین که موجودیت ایران را تهدید می کرد، ناگهان از میان رفت.
پل اول تزار روسیه(1801-1796) بی درنگ پس از نشستن بر تخت دستور داد ارتش روسیه از همه سرزمینهای ایرانی و حتی گرجستان پس نشیند.آقا محمد خان با بهره گیری از فرصت در مارس 1797 بار دیگر به گرجستان لشکر کشید و توانست دژشسشه را در قراباغ بگیرد، ولی هنگامی که خود را آماده حمله نهایی به تفلیس می کرد، قربانی توطئه گماشتگان خود شد و شب18مه1797 به قتل رسید. با مرگ کاترین و کشته شدن آقا محمد خان که در فاصله شش ماه روی داد، جنگهای بزرگ ایران و روسیه برای شش سال به تعویق افتاد.

حکومت فتحعلیشاه
وقتی آغا محمد خان همچون نادر شاه به وسیله خدمه اش در اردوگاه کشته شد و برادران و دیگر مدعیان سلطنت در حالی که جسد او را رها کرده بودند به زور آزمایی در جهت کسب قدرت برخاستند و بالاخره ولیعهد او\" باباخان\" با نام فتحعلی شاه که برادر زاده شاه مقتول و والی شیراز بود با کمک حاجی ابراهیم خان کلانتر که مقام صدرات داشت وارد تهران شد و در20 صفر1212 ه.ق به سلطنت رسید.
قلمرو فتحعلی شاه در این زمان وسعت بسیار داشت از قفقاز و ترکستان تا خلیج فارس و از عراق تا مرزهای هندوستان بود.
در این دوران عباس میرزا چهارمین فرزند فتحعلی شاه در زمان پدر، ولیعهد و فرمانروای آذربایجان بود و آرزویش این بود که قشون ایران را به شکل ممالک اروپا درآورد در این راه اول از روسها کمک خواست بعد متوجه فرانسویها و سپس به سمت انگلیسیها رفت در جنگ ایران روس فرماندهی قوا با او بود.
عباس میرزا در یک تحلیل کلی، آدم لایق و شجاعی بود. افراد لایق و کارآمدی در دستگاه او پرورش یافتند؛ و در او نوعی شوق به اصلاحات و نوگرایی، به ویژه در زمینه نظامی وجود داشت. البته نقاط ضعفی هم بر او وارد است که اهم آنها عبارتند از:
1- از مستشاران انگلیس بسیار استفاده می کرد، که خیانت آنها بعداً معلوم شد.
2- در قرارداد ترکمنچای قید کرد که روس ها از ولایتعهدی او و اولاد او حمایت کنند، اقدامی که امکان دخالت خارجی را در سیاست داخلی ایران فراهم آورد و در شأن یک دولتمرد سیاستمدار ایرانی نبود.
3- در اعزام محصل به خارج که در سال های 1226 و 1230 قمری و سنوات بعد صورت گرفت، دقت لازم را مبذول نداشت و با اعزام آنان به انگلستان، آن هم تحت نظارت نمایندگان انگلیس، اشتباه بزرگی مرتکب شد.
البته همان طور که ذکر شد، کارنامه عباس میرزا بر خلاف اکثر قاجاریه، مثبت ارزیابی می شود و خدمات وی در طی دو جنگ با روس ها ارزنده است. این مطلب با توجه به احترامی که علمای بزرگ آن عصر برای او قائل بوده اند هم قابل درک است. مؤید آن هم رسائل یا کتاب های فقهی در باب جهادیه است که به نام وی تنظیم می کردند و می نوشتند.
عباس میرزا در سال 1249هجری قمری از دنیا رفت و فتحعلی شاه هم در سال 1250 هجری قمری درگذشت.

علت جنگ‌های ایران و روسیه
رابطه ایران با روسیه در دوره قاجار خصوصاً در زمان زمامداری فتحعلی‌شاه خصمانه و حالت درگیری همیشگی داشت. هدف اصلی روسیه دسترسی به دریای آزاد بود، علت دیگر دست اندازی روس‌ها به خاک قفقاز بود که ساکنان آن خواستار خود مختاری بودند و همچنین قفقاز مرکزی و جنوبی که جزیی از خاک ایران محسوب می‌‌شد و ساکنان آن هواخواه ایران بودند. از طرف دیگر مردم مناطق قفقاز شرقی یعنی گنجه، شیروان، تالش، باکو علاوه بر مسلمان بودن، طرفدار ایران بودند و این موجب نارضایتی روس‌ها می‌‌شد. گرجستان نیز یکی از علل اساسی اختلاف بین ایران و روسیه بود. گرجستان ناحیه حاصل‌خیز سبز و خرمی است که در دامنه کوه‌های قفقاز و در سواحل شرقی دریای سیاه واقع شده است. از نخستین روزهای تاریخ ایران نام مردم گرجی در اسناد تاریخی ایرانی آمده است. گرجستان در زمان آقامحمدخان به تصرف ایران درآمده بود. پس از ملحق شدن گرجستان به روسیه فتحعلی شاه در بازگرداندن آن تلاش‌های بسیاری کرد.

دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه: (۱۲۲۸- ۱۲۱۸ ه. ق)
به سال ۱۲۱۵ ه. ق گئورگی حاکم گرجستان رسماً تحت الحمایگی روس‌ها را پذیرفت. برادر گئورگی، الکساندر چون مخالف الحاق گرجستان به روسیه بود به دربار ایران پناهنده شد. تزار روس این امر را بهانه قرار داده فرمانده خود پاول سیسیانف را مامور تصرف قفقاز کرد. سیسیاتف به تفلیس حمله کرد و آن شهر را تصرف کرد. در این زمان گئورگی خان مرد و یکی از فرزندان او تهمورث به دربار ایران پناهنده شد و شاه ایران را به جنگ با روس‌ها تشویق کرد. فتحعلی‌شاه که از الحاق گرجستان به روسیه ناراحت بود پناهنده شدن شاهزادگان گرجستانی به دربار ایران را بهانه کرد و فرمان حمله به گرجستان را صادر کرد. علت اساسی جنگ هم تمایل هر دو دولت ایران و عثمانی مبنی بر به تصرف درآوردن گرجستان بود.
گنجه به سال ۱۲۱۸ ه. ق توسط سردار روسیه ژنرال پاول سیسیانف تصرف شد. به رغم دفاع مردانه حاکم ایرانی گنجه (جوادخان قاجار)، خیانت ارامنه و مایوس شدن حکام قره باغ و ایروان از فتحعلی شاه سبب شد خانات ایروان به تصرف نیروهای روسیه درآیند. با تصرف این شهرها نیروهای روسیه تا حدود ارس پیشروی کردند. به محض اطلاع فتحعلی شاه از تسخیر گنجه و تسلیم ایروان و قره باغ سپاهی به فرماندهی عباس میرزا نایب‌السلطنه که از همه برادران خود لایق تر بود فرستاد.

جنگ اچمازین (۱۲۱۹ ه. ق)
عباس میرزا پس از مرتب کردن سپاه خود در آذربایجان برای سرکوب محمدخان قاجار که حکمرانی ایروان را به عهده داشت و تسلیم روس‌ها شده بود به آن شهر لشکر کشید. سیسیانف فرمانده روسی برای کمک به حاکم ایروان به حوالی اچمازین مرکز خلیفه ارامنه ایروان شتافت. فرمانده روسیه سه روز سپاه عباس میرزا را گلوله باران کرد چون از عهده آن‌ها برنیامد از ادامه جنگ به صورت مستقیم خودداری کرد. در این بین محمدخان چون ضعف و ناتوانی فرمانده روسیه را از جنگ با عباس میرزا دید از عباس میرزا ولیعهد ایران تقاضای عفو و بخشش کرد. سیسیانف به صورت غافلگیرانه خواستار آن شد که بر سپاه ایران شورش کند و در صبح ششم ربیع الثانی ۱۲۱۹ در اچمازین برادر وی عباس میرزا ناگهان حمله برد و لشکریان ایران را از آن نقطه پراکنده کرد اما چون نیروی کمکی که از جانب فتحعلی شاه برای عباس میرزا فرستاده شده بود سیسیانف ژنرال روسی را شکست دادند و او ناچار عقب نشینی کرد و این جنگ به پیروزی ایران منتهی شد حکمرانی ایروان همچنان در اختیار محمدخان قرار گرفت و حکمرانی نخجوان با حکم فتحعلی شاه به کلبعلی خان سپرده شد.

جنگ سال‌های ۱۲۲۲-۱۲۲۰ و قتل سیسیانف
پس از پیروزی سپاه ایران در اچمازین فرمانده روس درصدد برآمد به سواحل گیلان لشکرکشی و سپس تهران را تسخیر کند و دولت ایران را تحت‌الحمایه روسیه کند. در این زمان حکمرانان شوشی و قره باغ تسلیم روسیه شدند. قتل ژنرال پاول سیسیانف فرمانده کل ارتش روسیه در این جنگ‌ها در ماه ذی الحجه ۱۲۲۰ قمری با خدعه حسینقلی خان و ابراهیم خان صورت گرفت و سرش را با فرستاده مخصوص چاپاری به تهران آوردند. ارتش وی هم چاره‌ای جز آن نداشت که به پایگاه خود برگردد. علت تسلیم شدن حاکمان شوشی، قره باغ و گنجه به سپاه روسیه خیانت جمعی از ارامنه ساکن در این شهرها بود. عدم مساعدت و همکاری‌ها و هماهنگی‌های اداری و حقوق دیوانی ارامنه توسط دولت ایران نیز از علل برگشتن ایشان از ایران بود. پس از این واقعه فتحعلی شاه به فرمانده خود دستور مقابله با نیروهای روسیه و تنبیه حاکمان قره باغ و شوشی را صادر کرد. مقارن رسیدن سپاه ایران به ساحل رود ارس نیروهای روسیه به عزم تسخیر گیلان راهی شدند. فرمانده روسیه در تسخیر گیلان به علت رو به رو شدن با مشکلات و تلفات و خسارت‌های زیاد ناموفق ماند.
نبود بندر و لنگرهای خوب در گیلان باعث شد کشتی‌های بزرگ روسیه نتوانند تا ساحل پیشروی کنند و نیروی خود را در بندر انزلی پیاده کنند. ایستادگی مردم گیلان نسبت به ارتش روسیه و نبود علوفه، آذوقه و لوازم لشکری برای سپاه روسیه باعث شد روسیه نتواند به موفقیت دست پیدا کند.

جنگ اصلاندوز (۱۲۲۸ ه. ق)
با قتل سیسیانف، فرماندهی سپاه روسیه به عهده گودوویچ افتاد (این دوران هم‌زمان است با فعالیت‌های ژنرال گاردان در تقویت نظامی ایران). گودوویچ در سال ۱۲۲۳ ه. ق به صورت غافل‌گیرانه به ایروان حمله برد. اما شکست خورد و برگشت. عباس میرزا برای تنبیه سپاه روسیه از تبریز به نخجوان رهسپار شد و طی چند نبرد در اطراف شهر ایروان و دریاچه گوگچه سپاهیان روس را مغلوب کرد. در سال ۱۲۲۵ه.ق. حسین خان قاجار حاکم ایروان علیه روس‌ها شورش کرد و جمع زیادی از روس‌ها را به اسیری گرفت و عازم تهران کرد. این روزها (۱۲۲۶- ۱۲۲۵ه.ق) مقارن با خروج گاردان از ایران و ورود هیات نظامی انگلیسی به ایران است.
در این زمان روس‌ها خواستار صلح با ایران شدند که شرطشان این بود که مکان‌های متصرفه در تصرف آن‌ها بماند و نیز ایران به آن‌ها اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به عثمانی را بدهد که دولت ایران این تقاضا را نپذیرفت. پس از ورود سر گور اوزلی به علت رابطه دوستی که میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود در پی آن شد که بین ایران و روسیه، صلح برقرار کند و خواستار آن بود که افسران انگلیسی که در سپاه ایران بودند از جنگ با روسیه دست بردارند. عباس میرزا چون اصرار داشت جنگ ادامه یابد، جنگ ادامه یافت و سپاه ایران در محل اصلاندوز کنار رود ارس مقیم شدند. در این هنگام روس‌ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند. اگرچه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان دادند اما به علت اختلافاتی که بین سپاه ایران پیش آمد، نیروهای ایرانی مجبور به عقب نشینی به سمت تبریز شدند. فرمانده سپاه روسیه پس از فتح اصلاندوز، آذربایجان را از هر دو طرف مورد تهدید قرار داد. در این زمان ترکمانان خراسان شورش کردند. شاه ایران که درصدد آماده کردن سپاهی برای سرکوب نیروهای روسی بود به علت اوضاع ناآرام در چند جبهه تقاضای صلح کرد.

 پایگاه اطلاع رسانی منطقه ارسباران (آرازبار)

https://t.me/OmidArasbaran

علت شکست سیسیانف در جریان تسخیر گیلان

نبود بندر و لنگرهای خوب در گیلان باعث شد کشتی‌های بزرگ روسیه نتوانند تا ساحل پیشروی کنند و نیروی خود را در بندر انزلی پیاده کنند. ایستادگی مردم گیلان نسبت به ارتش روسیه و نبود علوفه، آذوقه و لوازم لشکری برای سپاه روسیه باعث شد روسیه نتواند به موفقیت دست پیدا کند.

عهدنامه گلستان
شکست ایران در جنگ اصلاندوز و شورش‌های محلی، فتحعلی شاه را مجبور به صلح با روس‌ها کرد. میرزا ابوالحسن ایلچی به عنوان نماینده و سر گور اوزلی نیز به عنوان واسطه از تهران عازم روسیه شدند. دولت روسیه نیز چون در این زمان سخت گرفتار درگیری و کشمکش با ناپلئون بناپارت بود از رسیدن سفیر روسیه و تقاضای صلح استقبال کرد. قرارداد صلح در قریه گلستان از محال قره باغ منعقد شد. این عهدنامه به وساطت سر گوراوزلی، نماینده روس یرملوف و نماینده تهران میرزا ابوالحسن خان ایلچی به تاریخ ۲۹ شوال (۱۲۲۸ه.ق) در یازده فصل امضا شد.
عهدنامه گلستان سبب شد که روس‌ها که در بدترین شرایط در جنگ با فرانسه بودند، از گرفتاری‌های ایران آسوده شده و سرزمین‌های جدیدی به متصرفات خود اضافه کنند. عهدنامه گلستان سبب شد مرزهای ایران تغییر کند و تمام نواحی شمال رود ارس از دست ایران خارج شود. 13

دوره دوم جنگ‌های ایران و روسیه ۱۲۴۳- ۱۲۴۱ه. ق
مشخص نبودن مرزهای بین ایران و روسیه و شورش‌ها و ناامنی‌هایی که بسیاری از حاکمان (از جمله حسین خان قاجار حاکم ایروان) و ساکنان مرزی برپا کرده بودند از علل اصلی شروع دوباره جنگ‌های ایران و روسیه بود. علت شورش حسین خان قاجار پس از انعقاد صلح بین ایران و روسیه (عهدنامه گلستان) این است که حسین خان قاجار چون نمی‌خواست مالیات به دولت ایران بپردازد و برای اینکه عباس میرزا به این منظور او را سرکوب نکند مایل به روشن کردن آتش جنگ بین ایران و روسیه و گرفتار شدن ولیعهد ایران بود. دست اندازی روس‌ها به قلمرو ایران و قسمت ارس (از جمله گوگچه و قپان) و نارضایتی بسیاری از حاکمان سرزمین‌های ایرانی که به تصرف روس‌ها درآمده بودند از جمله ابراهیم خان جوانشیر حاکم شوشی و نگرانی‌های دولت ایران از جهت از دست دادن سرزمین‌های وسیع، ظلم و ستم پی در پی روس‌ها به مسلمانان قفقاز و تقاضای کمک آنان از دولت ایران از عوامل اصلی شروع دوباره آتش جنگ بود.

جنگ گنجه
فتحعلی شاه، عباس میرزا را به فرماندهی سپاه ایران منصوب و راهی نواحی تصرف شده کرد. چون روس‌ها مهیای جنگ نبودند غافلگیر شدند و سپاهیان ایرانی همه ولایات از دست رفته از جمله باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و تالش را به تصرف درآوردند.
پس از این واقعه پاسکویچ از سرداران معروف روسیه از جنگ‌های روس و عثمانی فارغ شد و فرماندهی سپاه روس در قفقاز را عهده‌دار شد. یرملوف به خاطر عدم کامیابی در جنگ از طرف تزار روسیه احضار شد. پاسکویچ درصدد برآمد تمامی نواحی متصرف شده توسط ایرانیان را بازپس گیرد. ابتدا قره باغ و سپس ایروان را تصرف کرد و در جبهه‌های طالش و لنکران قوای ایران را شکست داد. سپس با شتاب خود را به گنجه رساند. عباس میرزا نیز با ۳۰ هزار سپاهی عازم گنجه شد. در این نبرد که به جنگ گنجه معروف شد نزدیک بود که پیروزی نصیب ایرانیان شود اما به علت تعلل آصف‌الدوله صدراعظم جدید ایران در اعزام نیروی کمکی به سپاه ایران، در سپاه ایران بی نظمی به وجود آمد و تلاش‌های عباس میرزا در نظم بخشیدن به امور فایده‌ای حاصل نکرد و ناچار به عقب نشینی پرداخت و در نتیجه این عمل تلاش‌های ایرانیان در کسب فتوحات در خطر افتاد و باعث پیروزی کامل پاسکویچ و سپاهیانش شد.
پس از تصرف گنجه و وارد آمدن تلفات سنگین به سپاه ایران سرانجام معابر ارس به دست روس‌ها افتاد. کشتی‌های جنگی روسیه در سواحل روسیه با ترکمانان و ایلات یموت سازش کردند و حتی آنها را به طغیان علیه دولت ایران وادار کردند. عباس میرزا نیز آخرین نیرو‌های خود را در سردار آباد متمرکز و به سال ۱۲۴۳ (ه.ق) با قوای روسیه به نبردی سخت پرداخت اما نرسیدن آذوقه و جیره و مواجب سپاهیان از تهران باعث تضعیف و متزلزل شدن روحیه سربازان ایرانی شد و سردارآباد به تصرف سردار روس درآمد. قوای ایران به کلی از ساحل چپ رود ارس به داخل آذربایجان رانده شدند. پاسکویچ در تعقیب سپاه وارد آذربایجان شد و پایتخت ایران را مورد تهدید نظامی قرار داد. پس از آن عباس میرزا دسته‌های متفرق سپاه خود را به خوبی تمرکز داد و حفظ تبریز را به آصف‌الدوله سپرد اما با خیانت آصف‌الدوله تبریز توسط ارتش روسیه تصرف شد. سپاه روسیه بدون مقاومت مردم وارد شهر شده و ذخایر و مهمات دولتی را به تصرف درآوردند. با تصرف تبریز نیرو‌های ارتش روسیه تا ده خوارقان پیش رفتند. در این هنگام بود که عباس میرزا فتحعلی خان رشتی را نزد پاسکویچ فرستاد و از وی تقاضای صلح کرد.

 پایگاه اطلاع رسانی منطقه ارسباران (آرازبار)

https://t.me/OmidArasbaran

عهدنامه ترکمانچای
شرایطی که پاسکویچ برای عقد مصالحه جدید پیشنهاد کرد بسیار سنگین بود اما سفیر انگلستان (مک دونالد) در تهران که بیشتر از فتحعلی شاه از پیشروی سپاه روسیه می‌‌ترسید، در عقاید خود پافشاری کرد و شاه را به قبول شرایط صلح واداشت. پس از وساطت سفیر انگلیس مجلسی در قریه ترکمانچای (اردوگاه پاسکویچ) مرکب از عباس میرزا، آصف‌الدوله و حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی تشکیل شد و عهدنامه‌ای در ۱۶ فصل و یک قرارداد تجاری الحاقی در ۹ فصل نوشته شد و در تاریخ ۵ شعبان ۱۲۴۳ هجری به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید.
روس‌ها با در دست داشتن امتیازات پیمان ترکمانچای، شمال ایران را قبضه کرده و اعتبار بین المللی ایران را کاملاً مخدوش ساخته بودند.
بعد از این واقعه دیگر میان روس و ایران حوادث مهم و برخوردهای دامنه داری، مگر در مورد آشوراده و چند پیشامد کوچک دیگر، رخ نداد.

پایان جنگ ها و ماجرای کاپیتولاسیون
روس ها متعهد شدند که هرگاه هر یک از فرزندان فتحعلی شاه که به ولیعهدی ایران تعیین شود، محتاج اعانت یا امدادی علیه روسیه باشند، مضایقه نکنند. با توجه به اینکه در آن زمان عباس میرزا ولیعهد بود، این تعهد به معنی حمایت از ولایتعهدی او محسوب می شد و در عمل معنایی جز باز شدن دست روس ها برای دخالت در امور داخلی ایران نداشت. بعد از پیمان گلستان، جنگ بین روس و عثمانی شروع شد. نماینده روس ها از ایران تقاضای کمک کرد و ایران، به رغم خیانت قبلی عثمانی ها، این درخواست را رد کرد
سرگوراوزلی با پی بردن به مخاطرات نزدیکی فرانسه و ایران برای سیاست خارجی انگلستان تلاش فراوانی کرد تا فتحعلی شاه را به انعقاد قرارداد صلح با روسیه وادار سازد. فتحعلی شاه که از اوضاع جهانی اضطرار روسیه و انگلستان در ترک مخاصمه با ایران برای رویارویی با فرانسه اطلاع نداشت در بدترین شرایط تن به صلح داد. سرگوراوزلی که توانسته بود با تهدید فتحعلی شاه به قطع کمک مالی، شرایط مذاکرات صلح را فراهم کند با استفاده از همین حربه، خود و میرزا ابوالحسن خان ایلچی را به عنوان نمایندگان ایران در مذاکرات صلح تحمیل نمود و میرزا بزرگ قائم مقام را از روند مذاکرات صلح حذف کرد. و سپس با افتخار به وزیر خارجه انگلستان نوشت: «ما توفیق یافتیم به رفیق و متحد خود روسیه حتی از این ناحیه دور کمک کنیم. زیرا من اختیار تام دارم متارکه جنگ میان دولتین ایرانی و روس را برای مدت یک سال به مرحله قطعی برسانم. با این ترتیب روس ها خواهند توانست از سپاهیان قفقاز بر ضد دشمن مشترک (فرانسه) انتقاد نمایند». بدین ترتیب پیمان گلستان در 1228ق/ 1883م با وساطت انگلیس بین ایران و روسیه منعقد گردید که مفاد آن به طور خلاصه چنین است:
الف. ایالات و شهرهای گرجستان، داغستان، باکو، دربند، شیروان، قراباغ، شکی، گنجه، سوقان و قسمت علیای طالش به روسیه واگذار شد.
ب. حق کشتیرانی ایران در دریای خزر از بین رفت؛ تسهیلات فراوانی برای بازرگانان روس در ایران ایجاد و زمینه نفوذ اقتصادی روسیه در ایران فراهم شد.
ج. روس ها متعهد شدند که هرگاه هر یک از فرزندان فتحعلی شاه که به ولیعهدی ایران تعیین شود، محتاج اعانت یا امدادی علیه روسیه باشند، مضایقه نکنند. با توجه به اینکه در آن زمان عباس میرزا ولیعهد بود، این تعهد به معنی حمایت از ولایتعهدی او محسوب می شد و در عمل معنایی جز باز شدن دست روس ها برای دخالت در امور داخلی ایران نداشت.
بعد از پیمان گلستان، جنگ بین روس و عثمانی شروع شد. نماینده روس ها از ایران تقاضای کمک کرد و ایران، به رغم خیانت قبلی عثمانی ها، این درخواست را رد کرد. از زمان انعقاد پیمان گلستان (1228هـ. ق. ) تا 13 سال بعد آرامش در جبهه ها برقرار شد؛ آرامشی که باید به حق به آن آرامش قبل از توفان گفت. در این فاصله - انعقاد پیمان گلستان و شروع جنگ دوم ایران و روس - چند نکته قابل بررسی است. در خلال سال های بین دو جنگ ایران و روسیه تمامی تلاش های دولت ایران برای بازپس گیری سرزمین های اشغال قفقاز بی نتیجه ماند. تلفات سنگین جانی (حدود دویست هزار کشته)، نابودی اقتصاد مناطق جنگی، خالی شدن خزانه کشور، عدم توانایی دولت دربازسازی کشور و سر و سامان دادن به وضعیت آوارگان جنگی وضعیت بغرنجی را به بار آورده بود که منجر به بروز شورش هایی در خراسان و شمال ایران شد. فتنه اسماعیلیه در یزد، فتنه افغان ها و حمله امیر خوارزم به خراسان از دیگر معضلات کشور بود. این فتنه ها بیشتر به تحریک انگلیس بود تا ذهن اولیای دولت ایران را از ایالات شمالی دور دارند و به مسائل داخلی مشغول کنند. انگلیسی ها در این سال ها به فکر افتادند که یک منطقه حائل بین ایران و هندوستان به وجود آورند؛ لذا به تدریج شروع به جداسازی شرق کشور و تقسیم افغانستان کردند. این اغتشاشات باعث سقوط تراز تجاری ایران و متوقف شدن تجارت بین ایران و چین شد. با سرنگونی ناپلئون در سال 1815م.، اتحاد مقدس با شرکت انگلیس، روسیه و پروس به وجود آمد. در 1236ق/ 1821م بر اثر تحریکات روسیه و تمایل عباس میرزا برای جبران شکست در جنگ با روسیه، و همچنین تحریکات دولت عثمانی بین ایران و عثمانی جنگ درگرفت که درنتیجه آن، ایرانیان قسمت های زیادی ازعثمانی را در غرب تصرف کردند و حتی بغداد را به محاصره درآوردند؛ که این محاصره با مرگ ناگهانی فرمانده ارتش ایران و نیز شیوع وبا در سپاه ایران به پایان رسید. در سال 1823م.، بین ایران و عثمانی پیمان ارزنه الروم اول بسته شد. در این پیمان، مرز ایران و عثمانی شرافتمندانه تعیین شد و حدود آن به مرزهای زمان نادرشاه رسید که تقریباً با تغییراتی، همان مرزهای کنونی ایران است (نماینده ایران در مذاکرات پیمان ارزنه الروم امیرکبیر بود که با لیاقت و کاردانی انجام وظیفه کرد).

دلایل شکست ایران در جنگ دوم ایران و روسیه
جنگ دوم ایران و روسیه که در دوره فتحعلی شاه قاجار بوقوع پیوست موجب شد قریب یکصد و شصت هزار کیلومتر مربع از اراضی حاصلخیز و پرجمعیت ایران که در قفقاز واقع بود از دست برود این نبرد که در حقیقت ادامه دوره ده ساله جنگهای اول ایران و روس بود دو سال و یکماه بدون وقفه طول کشید و در پنجم شعبان 1243 قمری ( 10 فوریه 1828 میلادی ) با انعقاد پیمان ترکمنچای پایان یافت.
بطور خلاصه علت شکست نظامی ایران در این جنگ به قرار ذیل بود:
1- ارتش ایران از حیث نیروی کادر که شامل افسران کار آزموده باشد فوق العاده در مضیقه بود.
2- به استثنای هفت هنگ پیاده و دوهنگ سواره و چهار هنگ توپخانه که در زمان حضور ژنرال گاردان از روی اصول جدید نظام ساماندهی شده بودند تشکیلات نظامی ارتش اکثراً بصورت چریک بود که برای این نبرد بزرگ اصلاً مناسب نبود
3- در زمان محاربه و عملیات جنگی وحدت و همکاری میان یگانهای بزرگ و کوچک ارتش وجود نداشت.
4- هنگامیکه دشمن به یک نقطه از جبهه و یا برروی یک از جناحین جبهه فشار می آورد فوراً همه یگانها و لشکرها بدون دستور ویژه ولو اینکه علائم شکست را در سپاه ایران مشاهده نمایند یا حمله می کردند و یا عقب نشینی می کردند.
5- قوای احتیاط ارتش ایران نامنظم بود و طرز استفاده از این نیرو و در نزد فرماندهان ارتش درک و ماهیت روشنی نداشت بطوریکه تنها یک تعداد قوایی با نام احتیاط در پشت جبهه اردو زده بود بدون اینکه فرماندهان به اصول و بکار بردن آن آشنایی داشته باشند.
6- ارتش ایران ستاد فرماندهی نداشت در صورتیکه ارتش روس دارای اران حرب بالنسبه مهمی بود که درعملیات جنگی به فرماندهان خود کمک فکری ارایه می کرد.
7- سلاح ارتش ایران نسبت به ادوات نظامی دشمن غیر قابل قیاس بود زیرا اسلحه روسها از حیث برد و ساختار برتری داشت.
8- ارتش روسیه دارای اصول و تشکیلات نظامی جدید بود در صورتیکه ارتش ایران هنوز به شیوه قدیم اداره و آماده نبرد می شد. اما باید گفت مهمترین عامل شکست ارتش ایران عدم وجود پادشاهی مقتدر و جسور بود.

پایگاه اطلاع رسانی منطقه ارسباران (آرازبار)

https://t.me/OmidArasbaran