گردشگری و ایرانگردی

اخبار گردشگری و ایرانگردی و مقاله هایی از مناطق مختلف ایران و مناطق دیدنی و گردشگری ایران

روزگار سپری شده میراث تبریز

نوشته شده توسط اميد محمدي. Posted in مناطق دیدنی، گردشگری استان آذربایجان شرقی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سفرنامه ای کوتاه با گذری در تبریز (به نقل از خبرگزاری ایرنا)

پنجشنبه هفته گذشته بود که فرصتی یافتم با تاریخ مطول و پر فراز و نشیب تبریز همگام شوم و با گذر از زیبایی فریبنده چند بنای تاریخی، برای ساعتی با گذشته شهر و دیارم خلوت کنم.

خودرو را پای دیوارهای نوساز ارک سروقامت زخم بر دل، پارک کردم و پیاده در مسیر خیابان مصلی به سمت محله قدیمی مقصودیه به راه افتادم.
پیاده شدن از خودرو در پیرامون ارک همان بود و عبور مسلسل وار تصاویر تاریخی بر جای مانده از ارک و بلوک تاریخی ارزشمندش از دوران سفر شاردن به تبریز به این سو، همان.
ارک بود و مویه هایش از خشم و غصب روزگار بر تن سرخ فانش از افزون بر شش سده قبل به این سو.
در آن لحظات من می توانستم به خوبی درک و حس کنم که 'این ارک بلند تبریز' یک پیکره خشتی بی روح نیست، بلکه تابلوی زیبایی از افزون بر 600 سال تاریخ تلخ و شیرین تبریز و ایران است که انگار میان زمین و آسمان تبریز کهنسال کوبیده شده است؛ تاریخی که حوادث زیادی را از سرگذرانده و سلسله های مختلفی را بر بستر تمدن ساز خود به نظاره و یاری نشسته است.
هر چند ارک تبریز خاطرات تلخ و شیرین زیادی را در خشت خشت اش به یادگار دارد، اما بدون شک دوران فرمانفرمایی عباس میرزا نایب السلطنه و جنگ های وی با روسیان و حوادث مشروطه، نقطه عطف همه آنهاست.
میرزا صالح کازرونی که در مقام نخستین نخستین سفیرکبیر فتحعلی شاه قاجار در روسیه تزاری، در زمان حکمرانی عباس میرزا به تبریز آمده، در سفرنامه خود از آرامش و امنیت حاکم بر آذربایجان انگشت حیرت به دهان می گیرد و از نابسامانی غالب بر ایالت فارس می نالد.
ارک در زمان جنگ های ایران و روس، نقش بی مانندی به عنوان قورخانه و محل توپ و گلوله ریزی داشت و پشتیبان معنوی مردم این دیار با سربازان تزار روس بود.
در دوره مشروطه نیز ارک، سمبل مقاومت مشروطه خواهان در برابر سلطنت طلبان و در جنگ های چهار روزه، شاهد عینی از جان گذشتگی های امیرحشمت نیساری و یارانش برای در هم پیچیدن پرونده روس های اشغالگر بود.
پیکر خسته و خراب ارک هنوز نیز زخم های ناشی از شلیک گلوله های توپ شهرزن ارتش تزار را با گذشت افزون بر یک سده به یادگار دارد.
کسروی در تاریخ 'هیجده ساله آذربایجان یا سرنوشت گردان و دلیران' در باب اهمیت ارک و نفرت روس ها از آن می نویسد:' چون میخواستند از هر سو بنیادی که با ایشان جنگ شده آنجا را براندازند و بزرگ ترین آنها ارک بود و آنرا بآن بزرگی و استواری به آسانی نتوانستندی برانداخت و آنگاه از برانداختن آن شاید بخش بزرگی از شهر آسیب دیدی، برآن شدند که دیوارهای آن را براندازند و چون دیوارها بس استوار بود و با دینامیت کاری از پیش نمی رفت کارگرانی را با مزد به کندن آنها واداشتند و بدینسان دیوارهای آنرا برانداختند'( کسروی، جلدو دوم، 1356؛ 341).
از خیال ارک بیرون می آیم و راهم را به طرف ساختمان های دانشکده شهرسازی و معماری دانشگاه هنر اسلامی کج می کنم.
دانشکده ای مرکب از خانه های تاریخی بهنام، گنجه ای و قدمی که دامنه زمانی ساخت شان از اواخر زندیه تا اواخر قاجاریه می رسد و معماری شان، آدمی را شیفته خود می کند.
قدم زدن در فراخنای فضای فیزیکی بهم پیوسته این سه خانه تاریخی آرمیده در دل یکی از محلات اعیان نشین تبریز، دفتر قطور تاریخ 200 ساله این کهن- کلان شهر را در پیش چشم می گشاید؛ دفتری آکنده از رویدادهای رنگارنگ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که به حساب نمی گنجند.
از همین شهر بود که 'نخستین کاروان معرفت' (محبوبی اردکانی نیز کتابی به همین نام نوشته که بسیار خواندنی است) ایران زمین، با صلاحدید و همت عباس میرزا و وزیر کاردان اش، قائم مقام فراهانی، رهسپار روسیه و انگلستان شد تا ولیعهد دانشمند قاجاری، امیدی به یافتن پاسخ این سوال خود از ژوبیر، سفیر وقت فرانسه در تهران که 'نمی دانم این قدرتی که شما را بر ما مسلط کرده، چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما چه؟... اجنبی حرف بزن!، بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار نمایم؟ '، داشته باشد.
به دنبال این اتفاق میمون، نخستین چاپخانه های تاریخ معاصر ایران زمین در تبریز به کار انداخته شد و شیوه تکثیر کتاب از استنساخ به تولید انبوه و چاپی تغییر یافت.
ایجاد کارگاه های اسلحه سازی، توپ ریزی و گلوله سازی در تبریز از دیگر ثمرات اعزام نخستین دانشجویان ایرانی به اروپا توسط عباس میرزا و دستگاه حکمرانی اش در آذربایجان بود.
خانه های تاریخی سه گانه دانشکده شهرسازی و معماری دانشگاه هنر اسلامی نیز نمودی از دستاوردهای 'مکتب تبریز' در حوزه های دانش، معماری و فرهنگی است.
مالکان این خانه های تاریخی نیز خود از مردان تاریخ ساز کشورمان بوده اند، به گونه ای که خانه گنجه ای، یادآور شجاعت های جوادخان گنجه ای، حاکم معروف گنجه، در جنگ با روس هاست.
البته زیبایی های این سه خانه تاریخی با خانه صدقیانی شانه به شانه می زند و در آن سوی خیابان مصلی، رو به خیابان ارتش، بنای مدرسه رشدیه را به نظاره نشسته است.
مدرسه رشدیه نیز که افتخار میزبانی تندیس 'میرزا حسن رشدیه'، بنیانگذار مدارس نوین ایران، را دارد، تجلیگاه تاریخ حدود 135 ساله مدرسه به سبک نوین در ایران اسلامی است.
رشدیه در راه ترویج سبک نوین مدرسه سازی چه مرارت ها و تلخی ها که نکشید و آخر سر نیز به ناچار دل از خاک و دیار آبا و اجدادی برکند و میهمان شهر مقدس قم و مورد احترام و تکریم بی اندازه آیت الله حائری، بنیانگذار حوزه علمیه قم، شد که تکریم میرزا را به علمای قم توصیه و تأکید می کرد.
ساختمان مدرسه رشدیه، البته بنای فعلی نمادین است و بنای اصلی آن در ششگلان و سرخاب در زمان خود توسط متحجرین ویران شد، با بنای زیبا و سنگی مرکز اسناد شمال‌غرب کشور در تبریز همسایه است که خود از جاذبه های گردشگری این کهن شهر محسوب می شود و روزگاری محل استقرار چاپخانه باستان بود.
از کوچه جنوبی عمارت شهرداری به خانه تاریخی حیدرزاده می پیچم که آن نیز یادگاری از زنده یاد حیدرزاده، از بازرگانان و مبارزان بنام تبریز در نهضت مشروطه و قیام خیابانی، است.
البته همان گونه که گفته شد، محله مقصودیه از این بناهای قدیمی زیاد دارد که خانه سلماسی، با کاربری موزه سنجش، از جمله آنهاست.
کاش بافت تاریخی تبریز با بناهای مسکونی، مذهبی و فرهنگی و مراکز تصمیم گیری و سیاسی اش باقی می ماند تا گواهی باشد بر پویایی و زیبایی خیره کننده معماری ایرانی-اسلامی در طول قرن ها!
گزارش از: محمد عزیزی راد

چاراویماق، بهشت علاقه مندان مناظر بکر

نوشته شده توسط اميد محمدي. Posted in مناطق دیدنی، گردشگری استان آذربایجان شرقی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

در میان کوهستان های شمالغرب کشور، شهرستانی در جنوب آذربایجانشرقی قرارگرفته که با دارابودن چشمه های آب معدنی بی نظیرو طبیعتی بکر، بهشت علاقه مندان به طبیعت بکر و نایاب است.

گرچه دامنه های سهند مملو از چشمه ساران بی شماری است اما دراین بین، 2چشمه شگفت انگیز 'پیرسقا' و 'ساری قیه سویی' زبانزد اهالی این مناطق است.چشمه اسرارآمیز پیرسقا در40 کیلومتری شهرقره‌ آغاج در دامنه کوه پیرسقا و در ارتفاع 2 هزار و 200متری ازسطح دریا واقع شده است.
از این چشمه درهرشبانه روز به طور متوسط چهار مرتبه با قدرت 6 لیتر در ثانیه آب جاری و پس از یک ساعت به کلی قطع می ‌شود.جالب تر اینکه هنگام خروج آب از این چشمه صدایی بلندی به گوش می ‌رسد گرچه هنوز علت این پدیده مشخص نشده است.گرچه در باره این چشمه تاکنون نظر قابل قبول و قاطعی ابراز نشده اما آب چشمه پیرسقا قابل آشامیدن بوده و برای اهالی حالتی مقدس دارد.مردم چاراویماق، با مقدس شمردن این چشمه نذرکرده و گاهی درکنار آن گوسفند قربانی می ‌کنند و بعد از نیت به مکان چشمه رفته و سرازیرشدن آب از چشمه را نشانه قبولی نذرخود می ‌دانند.
همچنین در قسمت بالادست این چشمه رودخانه ای فصلی از شاخه های آیدوغموش در جریان است که در یک کیلومتری مسیر خود آبشاری بدیع ودیدنی به ارتفاع 10 متر به وجود آورده، که این آبشار سنگی یکی از بلندترین آبشارهای طبیعی منطقه است.از دیگر مکان های دیدنی چاراویماق می ‌توان به چشمه زیبای روستای 'آبداللار'، آبگرم های 'منشگه' و 'ایستی سو' اشاره کرد.روستاهای مناطق کوهستانی (به قول مردم منطقه داغ) دارای مراتعی بس غنی هستند که برای نمونه باید گفت مراتع عظیم 'شایوردون' بین این منطقه و آذربایجان غربی قرار دارد که همه ساله ده‌ ها هزار راس حیوانات ایلات در آن پرورش می‌ یابد.
همچنین مراتع 'ساراغلی' 'آلی به ‌یله ‌ر' در این منطقه قرار گرفته که دارای طبیعت خیلی زیبا و بکری است و مناطق آران (مردم کوهستان مناطق هموار و دشت شهرستان را'آران' می‌گویند) از لحاظ کشاورزی موقعیت خیلی خوبی دارند.چشمه آب معدنی روستای ایستی سو در 25 کیلومتری جنوب شهرستان واقع شده و در دامنه آب پخشان شمال روستای آبگرم با جریان دایمی و با دبی 20 لیتر در ثانیه با دمای آب 42 درجه از دهانه چشمه جاری است. همچنین چشمه آبگرم منشگه در یک کیلومتری جنوب غربی روستای منشگه قرار داشته و درتقسیم چشمه هـای آبگـرم جـزء چشمه هـای خیـلـی گـرم محسوب می شود .
چشمه های آبگرم حمام نیز از دیگر جاذبه های توریستی است که در محل روستای حمام در جنوب شرقی روستایی ایستی سو قرار گرفته است و یکی از این دو چشمه آبگرم در این روستا بنام چشمه آبگرم حمام ( 1 ) سرپوشیده بوده و دارای حوضچه ای طبیعی است و رسوبات گوگردی رشته ای به وضوح دیده می شود.
چشمه آبگرم حمام ( 2 ) دارای حوضچه ای روباز در مظهر این چشمه است و آب آن مزه ای ترش متمایل به شیرین دارد.غار طبیعی و صخره ای دلیک بولاغ (حاجی آباد) نیز در 46 کیلومتری جنوب شهرستان در دامنه آفتابگیر ارتفاعات 'اؤکوز اؤله ن' از کوه های تخت سلیمان واقع شده است و از دهانه غار آبی با دبی 60 لیتر در ثانیه جریان دارد. این غار دارای آبشار و قندیل های بسیار زیبا و دارای اتاقک طبیعی بوده و آبشار و قندیل های آن بسیار دیدنی و بدیع می باشد و در نوع خود بی نظیر هستند. در مقابل غار تپه ای نمایان است که مردم منطقه این تپه را قلعه نادری می نامند قلعه نادری دارای پله های حجاری شده است و می توان از بالای آن شهرهای آذربایجان غربی و ارتفاعات بلند آذربایجان را نظاره کرد.
دیواره های غار از کنگلومرا و ماسه سنگ و رسوبات دریایی تشکیل یافته و فسیلهای مختلف در لایه های آن وجود دارد.اگر راه ارتباطی مناسب و مطلوب برای روستاهای حاجی آباد و پیرسقا ایجاد شود استعدادهای گردشگری و سیاحتی منطقه شکوفا شده و عاشقان طبیعت می توانند به راحتی از این مناظر بهره مند شوند.

تپه باستانی شهردل (شره دل) نیز از دیگر آثار تاریخی است که در آن پاره های ظروف سفالین مربوط به دوره های بعد از اسلام مشاهده می شود.
همچنین در روستای چرچرا ، محل معروف به اوچ قیزلار و موزاداشی و محوطه های اطراف آثار و علائم زندگی مشاهده می شود در منطقه اوچ قیزلار در میان سه کوه سنگی قلعه ای با ارتفاعی حدود 30 الی 40 متر وجود دارد که قدمت آن را از روی پراکندگی سفال در سطح آن به هزاره اول تا دوره اسلامی تخمینمی زنند.
فرماندار چاراویماق با اشاره به ظرفیت های گردشگری این شهرستان به خبرنگار ایرنا گفت: این شهرستان با دارا بودن جاذبه های گردشگری همچون مجتمع آب درمانی آبگرم، مجتمع آب درمانی منشگه، چشمه اسرار آمیز پیر سقا و طبیعت بکر و خوش آب و هوا از جمله شهرستانهای دیدنی استان آذربایجان شرقی است.
رحیم بلال زاده افزود: به همین منظور در ایام تعطیلات نوروزی مدارس زینبیه و کوثر و هم چنین خانه معلم شهر قره آغاج با ظرفیت روزانه 250 نفر برای اسکان و پذیرایی از مسافران آماده بودند.
وی افزود: شهرستان چاراویماق علاوه بر پذیرایی از گردشگران، از حضور اردوهای جهادی به مناطق محروم شهرستان نیز بهره مند می شوند.

گردشگری زمستانی، یک رویای سفید

نوشته شده توسط اميد محمدي. Posted in مناطق دیدنی، گردشگری استان آذربایجان شرقی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

گردشگری در زمستان با توجه به ماهیت این نوع گردشگری به شرایط محیطی خاص و ایجاد زیرساخت‌های لازم در طبیعت نیاز دارد. با فرا رسیدن فصل سرما و بر زمین نشستن اولین برف، فصل گردشگری و توریستی آذربایجان‌شرقی هم پایان یافته و با انبوهی از هتل‌ها و مهمانسراهای خالی و نیمه خالی مواجه می‌شویم.

 

دست‌اندرکاران گردشگری استان تنها برای فصل تابستان و هم‌چنین تعطیلات نوروز برای جذب گردشگر برنامه‌ریزی می‌کنند، غافل از این‌که هوای سرد و چهره سفید تبریز هم برای خود شکوهی دارد.

 

کشورهایی که برای توسعه صنعت توریسم حساب ویژه‌ای باز کردند برای تک‌تک روزهای سال برنامه‌ریزی کرده و جذابیت‌های تمامی فصول را برای گردشگران معرفی کرده و درصدد جذب گردشگران با انگیزه‌ها و روحیات مختلف هستند.

آذربایجان‌شرقی کلکسیونی از 80 رشته صنایع دستی

نوشته شده توسط Ghazal. Posted in مناطق دیدنی، گردشگری استان آذربایجان شرقی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بیشتر اوقات گردشگران خاطرات سفرشان را بعد از بازگشت، بارها در خانه بین دوستان و آشنایان مرور می‌کنند به همین دلیل تمایل دارند تا یادبودی از سفرشان با خود به همراه بیاورند تا علاوه بر یادآوری آن لحظات، نشانه‌ای از هنر و فرهنگ مردمان آن دیار مهمان خانه خود کنند. در این میان، صنایع دستی که با ذوق، هنر و مهارت هنرمندان آن منطقه ساخته شده‌اند، می‌تواند گزینه مناسبی برای گردشگران باشند.

 

صنایع دستی

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آرازبار و به نقل از خبرگزاری ایسنا،  حدود 80 نوع صنایع دستی را در خود جای داده‌ است و گردشگران در کنار بازدید از اماکن تفریحی، تاریخی و فرهنگی، با تنوع زیاد صنایع دستی این استان روبرو شوند.

باتوجه به انتخاب تبریز به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی در سال 2018 از سوی سازمان همکاری کشورهای اسلامی، آشنایی با صنایع دستی استان و مناطق فعال این حوزه، می‌تواند گامی موثر در جهت معرفی بهتر تبریز و شهرستان‌های اطراف و نیز رونق اقتصادی منطقه برداشت.

در آذربایجان‌شرقی رشته بافت‌های داری و غیر داری در انواع مختلفی هم‌چون "قالیبافی"، "ورنی بافی"، "جاجیم بافی"، "گلیم بافی"، "تسمه بافی" و انواع "دست بافت‌های عشایری" در مناطق مختلف استان رواج دارد.

ورنی نوعی زیر انداز سنتی، بدون پرز و تک رو و  گلیم زیراندازی دو رو و بدون پرز است. جاجیم هم کاربردهای متفاوتی هم‌چون زیرانداز، پشتی و رویه کرسی دارد.

قالیبافی از مهم‌ترین هنرهای رایج در استان است که در بیشتر مناطق استان دیده‌ می‌شود و افراد زیادی از این راه امرار معاش می‌کنند و نیز در کنار آن هنر "رفوگری" که به مرمت قالی می‌پردازد از قدیم در این استان وجود داشته‌ است.

 تابلو فرش سردرود در نزدیکی تبریز از دیگر تولیدات قالی است که در سال 93 نشان جغرافیای ملی تابلو فرش به نام سردرود توسط مرکز ملی فرش ایران بزرگترین متولی فرش ایران و نیز در سال 95، سازمان جهانی مالکیت فکری وایپو  (WIPO)در وین اتریش آن را به ثبت جهانی رساند.

ورنی بافی در اهر، کلیبر، ورزقان، هوراند، ارسباران و در میان عشایر ساکن خدا آفرین، جاجیم‌بافی در روستاهای اطراف عجب شیر و در میان عشایر ارسباران دیده‌می‌شود و همچنین گلیم بافی در اهر، میانه، کلیبر، هشترود، عجب شیر و شهر خراجوی مراغه و تسمه بافی در روستای فیروزآباد آذرشهر وجود دارد.

از انواع دست بافت‌های عشایری مفرش بافی، تزیینات آلاچیق، اجاق قیراخی (کنار اجاق)، جای نمک یا هیبه، انواع خورچین و بافت کیف دستی و قرآن در اندازه‌های مختلف در میان عشایر آذربایجان رواج دارد.

"بافتنی‌های سنتی" و "قلاب بافی" هم‌چون بافت دستکش، جوراب، شال گردن از دیگر هنرهای دستی استان است که این بافت‌ها بیشتر با پنج میل و قلاب بافی معمولاً با تک میل و مواد اولیه آن ابریشم یا پشم طبیعی است.

قلاب بافی در اکثر مناطق استان و بافت‌های سنتی نیز بیشتر در روستاهای اطراف عجب شیر مثل روستای چنار، هرکلان و حوری و نیز در مرند و ورزقان است.

"چاپ کلاقه‌ای" یا "باتیک" در اسکو و روستاهای اطراف دیده‌ می‌شود. از طرفی به دلیل وجود کارگاه‌های باتیک در اسکو، "ریسندگی پارچه‌های ابریشمی" و "ابریشم بافی" در اسکو و به خصوص روستای اسکندان به چشم می‌خورد در کنار آن رنگرزی گیاهی در اسکو و روستاهای اطراف وجود دارد.                                      
هنر کار با سفال، در بیشتر مناطق استان به ویژه تبریز، شبستر و مرند به حیات خود ادامه می‌دهد. "سفالگری سنتی" به صورت دستی و چرخی، "مشبک کاری"، "برجسته کاری"، "کنده کاری"، "نقاشی زیر لعابی" و "رو لعابی" روی سفال کار می‌شود که خاک سفید برای سفالگری از کوه‌های زنوز مرند و خاک رس از کوزه‌کنان شبستر تهیه می‌شود.

تبریز در رشته "نگارگری ایرانی" نیز حرفی برای گفتن دارد.

انواع مختلفی از زیر شاخه‌های رشته کاشی سنتی و سرامیک همچون "کاشی هفت رنگ"، "زرین فام" و "کاشی معرق" در اکثر مناطق استان کار می‌شود.

در صنایع مرتبط با شیشه از قبیل "تراش شیشه"، "شیشه با حرارت مستقیم"، "شیشه‌گری فوتی"، "شیشه خانه‌بندی" و "همجوشی شیشه" بیشتر در تبریز وجود دارد.

صنایع دستی چرمی مثل "تولیدات چرمی دست دوز" از جمله کیف و کفش، "سوخت روی چرم" و  "نقش اندازی ضربی روی چرم" بیشتر در تبریز، خدا آفرین و بستان آباد رواج دارد.

در گروه صنایع دستی فلزی نیز می‌توان به "دواتگری" که ساخت ظروف فلزی با استفاده از چکش کاری، و "کوفته‌گری" کوبیدن طلا و نقره روی فلز، دسته عصا، دسته چپق و تسبیح و "چلنگری" که ساخت اشیاءآهنی سبک مثل ابزار قالی بافی است، اشاره کرد.

دواتگری در تبریز، بناب، مراغه و چلنگری در تبریز، اهر، کلیبر و مراغه وجود دارد. در کنار صنایع فلزی، هنر مشبک فلز در تبریز و حکاکی روی فلز و مسگری در مراغه، بناب و تبریز دیده می‌شود.

موسیقی و رقص آذری از گذشته زبانزد بوده‌ است و به دنبال آن هنرمندان "سازهای سنتی" هم‌چون تار آذری، قوپوز را به روش سنتی با مواد اولیه طبیعی منطقه می‌سازند.

"مینای خانه‌بندی" و "مینای نقاشی" که نوعی نقاشی بر روی فلز نقره و طلاست در تبریز وجود دارد.

صنایع دستی حصیری از جمله "چیق‌بافی"، "ترکه‌بافی"، "مرواربافی"، "سبد بافی" و نیز صنایع دستی چوبی مثل "محرق کاری"، "محرق چوب"، "نازک‌کاری و خم‌کاری چوب"، "معرق چوب‌"،  "منبت چوب"، "مشبک کاری چوب"، "ارسی سازی"، "گره‌چینی"، "لایه‌چینی"، "خراطی چوب"، "نقاشی روی چوب" و "پیکر تراشی چوبی" در آذربایجان‌شرقی فعال است.                                               

چیق بافی از بافت ساقه‌های نی خیزان موجود در کنار رودخانه ارس، ترکه بافی از بافت ساقه‌های درخت بید و مرواربافی از بافت ساقه‌های نی است.

محرق چوب به عمل سوخت روی ساقه‌های طلایی گندم یا برنج، معرق چوب به قراردادن چوب‌های متفاوت در کنار هم، منبت به کنده‌کاری و حکاکی روی چوب و گره‌چینی به اتصال قطعات کوچک بریده شده اطلاق می‌شود.

چیق‌بافی بیشتر در مناطق عشایری، ترکه بافی در اسکو، آذرشهر، اهر، مرند، مروار بافی در تبریز و سبد بافی در کشک سرای مرند فعال است.

از طرفی خراطی چوب در مرند، منبت چوب در جلفا، کلیبر، اهر، مرند، میانه و آذرشهر و نیز معرق چوب در آذرشهر و سراب  و سایر صنایع‌چوبی در اکثر شهرستان‌های استان دیده‌ می‌شود.

در رشته صنایع دستی سنگی، "سنگ تراشی سنگ‌های قیمتی و نیمه قیمتی" در تبریز و میانه به حیات خود ادامه می‌دهد.

از طرفی "مرصع‌کاری" که به قرار دادن سنگ‌های قیمتی و نیمه قیمتی روی پایه فلزی گفته می‌شود بیشتر در تبریز رواج دارد.

هنرهای سنتی وابسته به معماری هم‌چون "آینه‌کاری" و "گچ‌بری سنتی" از گذشته در معماری استفاده می‌شده و بقعه سید حمزه (ع) از جمله زیباترین نمونه تجلی این هنر است.

همچنین انواع "نقاشی روی شیشه"، "نقاشی گل و مرغ"، "نگارگری سنتی" و "تذهیب" در تبریز به چشم می‌خورد.

از دیگر انواع صنایع دستی می‌توان به هنر "موزاییک سنگ" اشاره کرد که با قراردادن سنگ ریزه‌های کوچک در کنار هم تصاویری بر روی تابلو نقش می‌بندد این هنر چند سالی است که در تبریز رواج دارد.

"ملیله سازی" از جمله صنایع دستی فلزی استان است که از متصل کردن مفتول‌های نازک از جنس طلا یا نقره با استفاده از حرارت بدست می‌آید و بیشتر در تبریز دیده می‌شود.

سوزن دوزی یا رودوزی الحاقی همچون "ممقان‌دوزی" در آذرشهر، "سکمه‌دوزی"، "نقش‌دوزی" یا "گلدوزی دستی" و "چهل‌ تکه‌دوزی" از هنرهایی است که بانوان آذربایجان آن‌ها را با دستان هنرمند خود خلق می‌کنند.                                       

در رشته رودوزی‌های سنتی، بستان آباد، سراب، چاراویماق، ورزقان و هشترود از جمله شهرستان‌های فعال هستند.

"مخراج‌کاری" یا "جواهر سازی" اکثرا به ساخت پایه انگشترهای نقره و طلا اطلاق می‌شود که در شهرستان‌های استان دیده می‌شود.

"پاپیه‌ماشه" یا "لاک‌کاری" جزو هنرهای احیاء شده است که قبلا بر روی قلمدان و جعبه‌های کوچک اجرا می‌شد ولی امروزه در تزیین آینه، شانه، جلد کتاب، قاب سازی در استان استفاده می‌شود.

معاون صنایع‌دستی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان‌شرقی در گفت‌وگو با ایسنا، منطقه آذربایجان‌شرقی، از اشتغال 10 هزار نفر هنرمند در استان و ایجاد 10 قطب صنایع‌دستی در شهرستان‌های استان خبر داد و برندسازی محصولات را از ضروریات دانست.

فرشاد به آفرین بر فرهنگ و هنر به عنوان بخش جدایی ناپذیر جامعه تاکید کرد که در صنایع‌دستی و هنر دست مردمان آن جامعه نمایان می‌شود.

وی توجه به آموزش هنرمندان و نیز هنرجویان جوان را ضروری دانست و گفت: در نظر داریم صنایع دستی را در شهرها و روستاهای استان به صورت جدی و هدفمند آموزش دهیم تا علاوه بر اشتغالزایی، فرهنگ خود و هنر دست هنرمند را که زاییده‌ی خلاقیت و عشق آنان است، برای آیندگان حفظ کنیم.

وی با تاکید بر حمایت از هنرمندان و توسعه مراکز فروش صنایع‌دستی در سطح استان یاد آورشد: ایجاد مراکز فروش دائمی و متمرکز و نیز برگزاری دوره‌های دانش‌افزایی برای افزایش سطح کیفی محصولات تولیدی موثر خواهد بود.

بر اساس این گزارش، انواع مختلف صنایع‌دستی در شهرستان‌های آذربایجان‌شرقی فعال است که می‌توان با سازماندهی، حمایت از هنرمندان و کارگاه‌های تولیدی و نیز برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی صنایع‌دستی در داخل و خارج کشور زمینه شکوفایی و حفظ هنر دست هنرمندان را فراهم کرد.

بازارچه دوه چی تبریز؛ از شکوه تا فراموشی

نوشته شده توسط اميد محمدي. Posted in مناطق دیدنی، گردشگری استان آذربایجان شرقی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

در تبیین اهمیت این محله در ساختار شهری تبریز همین بس که گفته می شود مارکوپولو، جهانگرد سرشناس ونیزی، به هنگام ورود به تبریز در قرن سیزدهم میلادی در یکی از کاروانسراهای این محله ساکن شد.

**مروری بر شمال بازار تبریز و بازارچه شتربان
به گزارش ایرنا به نقل از گروه اینترنتی 'تبریز پایتخت گردشگر ی 2018'،
در بخش شمالی بازار تاریخی تبریز و مهران رود مجموعه ای متشکل از عناصری چون بازار، بازارچه، میدان، کاروانسرا، مدرسه، مسجد، حمام و بافت مسکونی قرار دارد.
این مجموعه که قدمت تقریبی آن به اواخر قرن نهم هجری قمری برمی گردد تا به امروز دچار تغییر و تحولات زیادی شده است.
بازارچه شتربان که در شمال خود به دروازه شتربان به عنوان مبداء ورودی شهر تبریز از سمت شمال غربی منتهی می شد، در طول حیات خود تا به امروز شاهد تحولات کالبدی در بافت اطراف خود بوده است.
تغییر بافت کالبدی و اقتصادی این بافت در دوران اخیر از طریق ایجاد فضاهای تجاری نامتناسب با ارزش های تاریخی و فرهنگی محدوده در جنوب و غرب آن ، تغییر روابط فضاها در شرق آن (میدان صاحب الام) و نابهسامانی های موجود در شمال آن (میدان کاه فروشان) از مهمترین اتفاقاتی بوده که جملگی منجر به افول کیفیت عملکردی بازارچه نیز شده است.
با توجه به اینکه این بخش خود جزوی از عرصه بازار تاریخی تبریز به عنوان میراث جهانی است، تهیه برنامه های حفاظتی، ساماندهی و ارزش گذاری این بخش اجتناب ناپذیر است.
نحوه ی شکل گیری و توسعه بازارچه با در نظر گرفتن هسته اولیه آن که میدان صاحب الامر بوده است و تاثیر گذاری دروازه های اصلی، خود دلیل بر رشد ارگانیک و پیوند تنگاتنگ آن با ساختار شهری به تدریج شکل یافته می باشد.
این بازارچه شامل سه مدرسه و چندین کاروانسرا بوده است که اساس شاکله این بازارچه رابط میان فضای میدان صاحب الامر و دروازه شتربان بوده است.
طبق مطالعات تاریخی قسمتی از طول بازارچه در داخل بارو و مابقی آن در میان بارو وخندق کشیده شده است.
طرف معامله و مشتریان این بازارچه از دیرباز اغلب روستائیان شمالی تبریز بوده اند و یکی از بخش های پررونق شمال بازار تبریز می باشد.
در دوره محمدرضا پهلوی، طاق های بازارچه شتربان را برداشته و به جای آن نوراندازهای شیشه ای رنگی را نصب کردند تا به روشنایی بازار افزوده شود. همچنین چهار گوشه باقیمانده طاق ها را ابتدا گچ کاری، سپس با رنگ سرخ آجری رنگ کرده و بندهای سفیدی در آن ها ایجاد کردند؛ بعد از انقلاب اسلامی نیز میراث فرهنگی شیشه های گفته شده را برداشته دوباره آجرکاری و طاق بندی می کند.
سیستم سازه ای این بازارچه طاق و تویزه می باشد؛ قسمت اعظم این بازارچه در زمان قاجاریه شکل گرفته است. فعالیت غالب در این راسته از دیرباز در زمان رونق تجارت در تبریز ارائه خدمات به کاروان های ورودی به شهر بوده است.
اواخر قاجار و اوایل پهلوی با افزوده شدن برخی از فضاها مانند کاروانسرای کشمشچی لردر بخش شمال شرقی این بازارچه هر چه بیشتر از محدوده مسکونی کاسته شده و نقش فضاهای تجاری در بافت اطراف بازارچه بارزتر شده است.
در روند مطالعه نقشه های تاریخی این نکته به خوبی واضح است که به رغم اینکه دراوایل دوره پهلوی واحدهای تجاری بر وسط میدان صاحب الامر افزوده و ارتباط ورودی بازارچه با میدان و بناهای اطراف آن مختل شده است، اما بازارچه شتربان که گویی در محل تقاطع کوچه های اطراف خود شکل گرفته، به حیات خود فارغ از این مداخلات ادامه داده است.
تقدم و تأخر ساختاری که بافت بازارچه قبلاً در آن وضعیت قرار داشته و امروزه به جای آن چه ساختاری حاکم شده، پیش درآمدی است بر آسیب هایی که امروزه در اثر تغییرات ساختاری و عملکردی اعمال شده بر بافت بازارچه شتربان وارد آمده و در پی آن معضلاتی را به صورت نمودهای کالبدی، اجتماعی و فرهنگی نمایان ساخته است.

**بازارچه شتربان کجاست؟
بازارچه شتربان از شرق و جنوب شرقی به میدان حسن پادشاه (صاحب الامر)، از شمال به میدان کاه فروشان(سامان میدانی)، از جنوب به رودخانه مهران رود (میدان چایی)، از شمال غربی به کوچه خلفازاده و از غرب و جنوب غربی به کوچه مولوی و کدخداباشی منتهی شده است.
در تعریف و معرفی عناصر بلافصل این بازارچه، محدوده ای در نظر گرفته می شود که در کارکرد مستقیم با بازارچه تاثیر به سزایی دارد.
این فضاها شامل سراها، گذرها و مدرسه هایی است که اکنون اغلب آنها به دلیل ساخت و سازهای شتاب زده و بی توجهی نهادهای مسئول از بین رفته است. ادامه حیات این بازارچه وابسته به ساماندهی فضاهایی است که تاثیر مستقیم را بر کالبد و عملکرد آن دارد.
حمام شتربان (دوه چی) و کاروانسرای (همت علی) از جمله عناصر این بازار تاریخی هستند که در شمال سایت جهانی بازار تبریز همسایه مخروبگی های هم شده اند.

** کاروانسرای همت علی
اگر چه این کاروانسرا در نقشه تزه- فابویه (1224 ه.ق) دیده نمی شود، اما در محل این کاروانسرا، در نقشه دارالسلطنه قرا جه داغی (1297ه.ق) کاروانسرای حاج محمد دیده می شود که ابعادی بزرگتر از کاروانسرای کنونی داشته و به نظر می رسد بعدها به کاروانسراهای کوچکتر تقسیم شده است.
قدمت این کاروانسرا با توجه به نقشه های تاریخی، احتمالا متعلق به اواخر قاجار است و از آن زمان از متعلقات بازارچه و به گفته ی کسبه بازارچه، محل استراحت روستائیانی بوده که برای تأمین کالاهای خود به بازارچه مراجعه می کردند.
سازه آن آجری با سقف تیرپوش است و با توجه به آنچه که در پرونده ثبت جهانی بازار دیده می شود، ارتفاع کف تا سقف این کاروانسرا 2/3 متر و دیوارها آجری آن در برخی نقاط معین با گچ پوشانده شده است.
درب های چوبی داخلی باقیمانده کاروانسرای همت علی 7/2 متر ارتفاع دارد. کف این کاروانسرا با خاک پوشانده شده در حالی که سقف، درها و پنجره ها آن از چوب و فلز تشکیل شده است (پرونده ثبت جهانی بازار تبریز: 83).
امروزه این کاروانسرا به یکی از معضلات ساکنان بازارچه تبدیل شده و به دلیل پایین بودن سطح بهداشت محوطه آن در وضعیت نامناسبی به سر می برد. با وجود ثبت جهانی بودن این کاروانسرا، دیواره ها و حجره های شمالی و جنوبی آن از بین رفته و به دلیل بی توجهی در شرایط فرسودگی کالبدی شدیدی به سر می برد.
این کاروانسرا در شمال غربی بازارچه قرادارد و یکی از ورودی های بازارچه به آن منتهی می شود؛ اتصال کالبدی این کاروانسرا با بازارچه شتربان و متأثر بودن سازه بازارچه در هنگام زلزله از کاروانسرا، به دلیل فرسایش شدید کالبدی، به صورت تنش برشی ظاهر می شود.

**حمام شتربان ( دوه چی بازارچه سی حمامی)
قدمت این حمام به اوایل قاجار در سال 1297 هجری قمری برمی گردد؛ طبق نقشه دارالسلطنه قرا جه داغی (1297ه.ق) این حمام نبش کاروانسرای کربلایی علی اصغر بوده است که بعدها طی جابه جایی به داخل میدان کاه فروشان و بازارچه شتربان منتقل شده است که در شمال کاروانسرای همت علی قرار دارد. یک درب این حمام به بازارچه شتربان باز می شود که هم اکنون موجود و در دیگر آن به میدان کاه فروشاناست که امروزه اثری از آن باقی نمانده و به گفته کسبه تا 15 سال پیش کار می کرد.
حمام مذکور جزء زمین کاروانسرای حاجی محمد بوده که بعد از تفکیک به یک کاروانسرا و یک حمام تبدیل شده و امروزه از آن ویرانه ای باقی مانده و با وجود اینکه مالکیت آن برعهده شهرداری منطقه 10 می باشد، هیچ اقدامی برای ساماندهی آن انجام نمی دهد.
از مدرسه انوری نیز به عنوان یکی از اجزا و عناصر بازارچه شتربان تبریز امروزه تنها دری باقی مانده است.
خبرنگار: نعمت مرادپور** انتشاردهنده: محمد عزیزی راد
6132/518